من مسئول حرفها و رفتارهایم هستم، اما مسئول برداشت شما از آنها نیستم
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

مـازیــار تــرابی 

بیماریِ شبانه‌ی من عود كرده است

گودال انزوای مرا گود كرده است

تا صبح، هاردِ دل به درِ سِرورِ خدا !

زاری و ذكر و زمزمه آپلود كرده است!



نوشته شده توسط :مازیار ترابی
یکشنبه 1392/03/19-22:44

 

 

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه هر وقت در كوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند " چه كس مرده است؟ " چه غفلت بزرگی كه می پنداریم خدا تو را برای مردگان ما نازل كرده است .

 

قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یك نسخه عملی به یك افسانه موزه نشین مبدل كرده ام . یكی ذوق میكند كه ترا بر روی برنج نوشته،‌یكی ذوق میكند كه ترا فرش كرده ،‌یكی ذوق میكند كه ترابا طلا نوشته ،‌یكی به خود میبالد كه ترا در كوچك ترین قطع ممكن منتشر كرده و ... ! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی كنیم ؟


قرآن ! من شرمنده توام اگر حتی آنان كه ترا می خوانند و ترا می شنوند ،‌آنچنان به پایت می نشینند كه خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند . اگر چند آیه از ترا به یك نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند " احسنت ...! " گویی مسابقه نفس است ...


قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یك فستیوال مبدل شده ای حفظ كردن تو با شماره صفحه ،‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یك معرفت است یا یك ركورد گیری؟ای كاش آنان كه ترا حفظ كرده اند ،‌حفظ كنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نكنند خوشابه حال هركسی كه دلش رحلی است برای تو.آنانكه وقتی تورا میخوانند چنان حظ میكنند گویی كه قرآن همین الآن بر ایشان نازل شده است.آنچه ما با قرآن كرده ایم تنها بخشی از اسلام است كه به صلیب جهالت كشیدیم .

 



نوشته شده توسط :مازیار ترابی
یکشنبه 1392/03/19-21:21

و امید را باید سر برید 

در میان وازها باداس"نون"

و گذر باید کرد...

   

چشم ها را شستن

بیت ها را وزن بخشیدن 

عبث و بیهودست....

  

چشمها راباید بست 

سهم من دیدن نیست

عشق نیست 

تاریکیست....

  

درد دارد "دیدن" 

کور باید شد

"درد"دارد بودن 

دور باید شد...

 

 و امید را باید سر برید 

در میان وازها با داس "نون"

 



نوشته شده توسط :مازیار ترابی
یکشنبه 1392/03/12-20:02